السيد الخميني
287
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
و اين قيود را بشكن و زنجيرها را پاره كن و آزادىخواه باش و ذلت و خوارى را بر كنار گذار و طوق عبوديّت حق - جلّ جلاله - را به گردن نِه كه از هر بندگى و عبوديتى وارهى و به سلطنت مطلقه الهيه در دو عالم نائل شوى . اى عزيز ، با آنكه اين عالم دار جزا نيست و محل بروز سلطنت حق نيست و زندان مؤمن است « 1 » ، اگر تو از اسارت نفس بيرون آيى و به عبوديت حق گردن نهى و دل را موحد كنى و زنگار دوبينى را از آيينهء روح بزدايى و قلب را به نقطهء مركزيّهء كمال مطلق متوجه كنى ، در همين عالَم آثار آن را بعيان مىيابى ؛ چنان وسعتى در قلبت حاصل شود كه محل ظهور سلطنت تامهء الهيه شود و از تمام عوالم فسحت و سعهء آن بيشتر گردد : « لا يسعني أرضي و لا سمائي بل يسعني قلب عبدي المؤمن » « 2 » . و چنان غنا در آن ظاهر گردد كه تمام ممالك باطن و ظاهر را به پشيزى نشمرى ، و چنان ارادهات قوىّ گردد كه متعلق به ملك و ملكوت نگردد و هر دو عالم را لايق خود نداند . « طيران مرغ ديدى تو ز پايبند شهوت * بدر آى تا ببينى طيران آدميت » « 3 » فصل در معناى صبر و در بيان آنكه صبر نتيجهء حريت از قيد نفس است از نتايج بزرگ و ثمرات عظيمهء اين حريت و خروج از عبوديت نفس ، صبر در بليّات و نوائب است . و بر ذمّهء ماست كه بيان معناى « صبر » را مجملًا و اقسام و ثمرات آن و ارتباط آن را به حريت بنماييم . « صبر » را چنانچه محقّق طايفهء حقّه و مدقّق فرقهء محقّه ، كامل در علم و عمل ، نصيرالدين طوسى - قدّسه اللَّه نفسه القدّوسى - تعريف نمودند ، عبارت از « نگاهدارى
--> ( 1 ) - اشاره است به حديثى از أبى عبداللَّه عليه السلام كه فرمود : « الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤمِنِ » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 250 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب ما أخذه اللَّه على المؤمن من الصبر . . . » ، حديث 7 . ( 2 ) - « من در آسمان و زمينم نگنجم ، ولى در دل بندهء مؤمنم جاى گيرم » . ( ر . ك : تفسير القرآن الكريم ، صدرالمتألّهين ، ج 4 ، ص 167 ؛ عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 7 ؛ جامع الأسرار ، ص 557 ) ( 3 ) - كليات سعدى ، غزليّات عرفانى ، ص 98 ، غزل 16 .